نزول دوباره «مسیح» بر أرض وبلاگشهر

بسم الله،

http://i.friendfeed.com/9e763e543b9ba23af966cd94f7abf5ecd486c3bf

نوشتن دوباره در وبلاگ شخصی واقعا هیجان انگیز است، هر چند در این ایام چندباری با وبلاگ‌های «مقصد پرواز: غزه» و «بامِ وبلاگشهر» به این متاع ناخنک زده‌ام، اما نوشتن در وبلاگ شخصی‌ات که می‌دانی نهایتش دست خودت است محدودیت موضوع و زمان نداری چیز دیگری است.
پس از خواندن اذن دخول برای ورود به خانه جدید، ذکر چند نکته به نظرم خالی از لطف نیست:

  1. عنوان وبلاگ؛
    عنوان وبلاگ عاریه‌ای است؛ اولین بار این عنوان را بر جلد ویژه‌نامه در سروش هفتگی دیدم، هنگامه‌ای که در ۱۷ سالگی با آن همکاری می‌کردم؛ البته این برای زمانی بود که زیاد دور و بر «سوره» نمی‌گشتم، بعدها این عنوان را روی جلد یکی از شماره‌های محصول تحریریه‌ی اخراجی چهارم سوره یافتم؛ تاریخ چاپ هیچ کدام را به خاطر ندارم که بگویم کدام از کدام عاریه گرفته‌اند عنوان را؛ با این حال مشخص است که عنوان وبلاگ من عاریه‌ای است، از این یا آن توفیری نمی‌کند؛
    با این حال هر چند این عنوان عاریه‌ای است، در وبلاگشهر،‌ مانند آن ندیده‌ام، پس اگر لطف کنید شما دیگر آن را به عاریه نگیرید، مزید امتنان نگارنده خواهید شد؛
    خصوصا که از عاریه گرفتن بی رخصت عنوان و قالب وبلاگ قبلی‌ام خاطره خوشی ندارم، جدایی از عاریه گرفتن عنوان (به غیر از جمع رفقای خاص خودمان که مشترک از نام «جنبشی استشهای» استفاده می کردیم)، استفاده از قالب خاص‌مان (که با تغییر در بنر و جزئیات یک قالب اختصاصی میهن‌بلاگ درست شده بود) در یک سرویس وبلاگ به ظاهر مذهبی، به شدت موجب ضربه خوردن هویت مشترک وبلاگ‌های آن جمع‌ِخاص بود.

  2. دلیل نوشتن دوباره؛
    حقیقت‌اش هر چند خودمان چندوقتی بود که به فکر راه انداختن دوباره وبلاگ‌مان بودیم، اما نبود انگیزه کافی موجب تاخیر می‌شد؛ اما هلا و تنذیر برادر هابیل در یک گفتگوی خصوصی بشدت موجب انگیزه شد که سریع‌تر راه بیاندازیمش؛ البته این واقعه در ادامه و نقطه عطف وقایعی دیگر بود؛ هم‌چون نداشتن محل گفت، هنگامه‌ی واقعه‌ی غزه و مانند آن، یا آشنایی با وبلاگ‌های خوشایندی چون رونوشت، بامدادی وآهستان، و خواندن مطالبی که نیاز داشت جواب مفصلی در رسانه‌ی خودم به آن‌ها بدهم یا عدم انتشار بعضی مطالبم که به رسانه‌ای چاپی ارائه می دادم.

  3. جنگی که بود؛ جنگی که هست
    عنوان وبلاگ، در واقع محور اصلی بعضی نوشته هایم است، نه محور کل وبلاگ، همچون تیتر کلی «یهودا؛ حواری رانده شده» که برای مطالب خاص دیگر است؛ این نوع محور بندی کردن را نیز از وبلاگ «Old Fasion» یاد گرفته‌ام.

والسلام

۱۲ دیدگاه »

  محمد‌علی wrote @ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۸ ب.ظ

سلام
امیدوارم این وبلاگ ادامه داشته باشه و دوباره قطع و وصل نشی ای واسطه‌ی فیض !

  حسین wrote @ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۵ ب.ظ

گفتم اولین کامنت رو بذارم یه حالی ببری! اما خب بزار یه چندتا فحش هم بهت بدم! آخه کجای میرحسین شبیه قالیبافه که تو لوگوی حمایتیش رو گذاشتی اون تو!!! یه دفعه بگو نه خاتمی نه احمدی نژاد هر کی دیگه باشه عیبی نداره!!!! واقعاً آدم تاسف می خوره ب هحال شما حزب بادی ها!!! :دی

خوش باشی . وبلاگ نویس!

یا علی …

  سید ابراهیم wrote @ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۶ ب.ظ

بسم الله
۱٫ تبریک به خاطر شروع دوباره
۲٫لطفا به پر و پاچه بعضیها نپیچید!!
۳٫تدوام و فعال بودن این وبلاگ مزید امتنان است.
__________
ب؛
آق داداش، کل مزه اش به پرو پاچه بعضی ها پیچیدنه! البته ما هم سیاست مدارتر شدیم …

  نم نمک wrote @ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۸ ب.ظ

سلام
خوش اومدین
امیدوارم حرکت موثر و بی‌حاشیه‌ای را دنبال کنید …
با اجازه لینکتون کردم
علی علی
________
ب؛
اولا که نطفه‌ی ما را با حاشیه و جنجال بسته‌اند؛ ضمن اینکه وبلاگ بدون حاشیه بی‌مزه است و نمی‌گیرد؛ بنده هم بخش لینک‌هام درست شه جبران می کنم اخوی …

  جابر wrote @ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۱ ب.ظ

سلام
فدای دادش مسیح برم
که شروع کردی
من پشتتم داداشی

________
ب؛
بامرامی!

  مجید wrote @ اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۶ ق.ظ

سلام

خوشحالم از این که دوباره شروع کردی!

______
ب؛
ممنون رفیق …

  [...] wrote @ اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۵ ق.ظ

انتخاب ده ات مارو کشته
احتمالا تکفیر بشی !

_______________
ب؛
تکفیر چرا؟ مادر نزاده کسی برا ما شاخ بازی دربیاره …

  مجید wrote @ اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۳ ب.ظ

سلام

لینکت کردم

  ابوذر منتظرالقائم – پاسداران wrote @ اسفند ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۵ ق.ظ

بسم الله . خب. البته … ماجرای ترشی یک تغار و بهار هم یک کمی هست… تا ببینیم.

  خواننده wrote @ فروردین ۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۰ ق.ظ

سلام
اومدیم به امید تغییری که انگار … اتفاق نیفتاده !
خب!
علی علی

  فائزه wrote @ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۸ ب.ظ

ای بد نیست این وبلاگت ولی اونجوری که فکر میکردم هم نیست
_____________
پاسخ:
ما باید چی کار کنیم شما دوست داشته باشید؟

  nima wrote @ تیر ۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۶ ق.ظ

mosavi dochare tavahhom shode

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>