تنها عجز در اثبات موجب اصرار بر این رفتارها می شود.
اردیبهشت ۶, ۱۳۸۸ at ۴:۰۱ ق.ظ · Filed under سياست داخلي, گاهنوشت
به این فکر می کنم که چرا احمدی نژادی ها به جای تلاش برای اثبات توانایی های خود و نامزد محبوب شان قسمت عمده ای از توانایی شان را به سوال، ایجاد شبهه و گاه تخریب میرحسین موسوی معطوف کرده اند؟
پی نوشت.
۱٫ بعد از پست پیشین بلافاصله می خواستم از این بنویسم که نگرانی من از رای آوردن احمدی نژاد و باخت میرحسین جدایی از این است که می خواهم به میرحسین رای بدهم یا نه؟؛ فی الواقع فعلا هیچ رایی بهتر از رای سفید نمی بینم؛
اما خوب جدایی از مشغله ی زیاد، از دست دادن لپ تاپم و سوختن هارد جدید دستگاه خانگی ام را هم اضافه کنید، که اجازه ی نوشتن درست حسابی را نمی دهند.
۲٫ دو تا سایت جدید کار کرده ایم،
برخیز برای یک سری از دوستان اصلاح طلب
و این سایت برای یک نمایشگاه در کیش
۳٫ نکته ی جالب اینکه دو پروژه از یکی از دوستان در یکی از نهادهای دولتی که پیش از این برایشان کار کرده بودیم پیشنهاد شد، دو سایت انتخاباتی برای احمدی نژاد، اما با پیگیری متوجه شدم بودجه اش از بیت المال تامین می شود؛ محض اطلاع حضراتی که اصرار دارند ستاد احمدی نژاد را مردمی بدانند، پیگیری نشان داد که چند سایت دیگر نیز توسط همین نهاد در حال تامین بودجه است.
۴٫ نمردیم و پرتغال اسرائیلی هم در دولت مدعی ضدصهیونیسم وارد شد؛ به این اضافه کنید که وزارت اطلاعات دولت فوق خدمتگزار! در حال بازداشت دوباره آقای جهانشاهی، طلبه سیرجانی، است که همین چند وقت پیش به دستور صریح و با تشکر امام امت از بند آزاد شده بود؛ یک دست مریزاد به همه کسانی که چشمشان را بر این اتفاقات می بندند.
انتقاد از روش تبليغات انتخابات مهندس موسوي (1)
فروردین ۱۷, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۳ ق.ظ · Filed under سياست داخلي, گاهنوشت
بسم الله؛
یکی دو روزی از اعلام قالیباف در مورد عدم شرکت در انتخابات میگذرد و من همچنان در شوکام، خصوصا که روز پیشش گرافیک و وب یک سایت انتخاباتی مربوط به ایشان را تمام کردهبودم؛
اما موضوعی که میخواهم به طور خلاصه مطرح کنم ربط مستقیمی به حاج باقر ندارد؛

فکر نمیکنم نیازی به یادآوری آنچه که امروز بر سرمان میرود باشیم، دولتی که با نام امام و آرمانهای انقلاب رای میآورد به راحتی از ایجاد رابطه با آمریکایی که هنوز تغییر نکرده و دوستی با مردم اسرائیل میگوید، وگام به گام، به نام امام و انقلاب، آرمانهای انقلاب را لوث و تبدیل به هجوی دستمالی شده میکند؛
و در این میان میرحسین موسوی با حضورش ضمن اینکه حضور محمدباقر قالیباف و سیدمحمدخاتمی را به بن بست میکشاند؛ آرام نشسته و دلخوش به چهارپنج سایت انتخاباتیاش است، در کنار اینکه از داشتن یک روزنامهی مکتوب همچنان محروم است؛
و گویی انگار نه انگار که هر کاندیدای ریاست جمهوری در هر دورهای از همین ایام باید شروع به سفر و سخنرانی بکند؛ و به این اضافه کنید که در دورهی حاضر رئیس جمهور که خود رقیب انتخاباتی است با بودجهی بیتالمال به سفرهای مکرر استانی میرود و با انحلال سازمان برنامه و بودجه راه را برای خرج سریع و بیحساب بودجه باز میکند؛ و این چنین رای میخرد -البته این موضوع که آیا هزینههای دکتر احمدینژاد در سفرهای استانی به حق هست یا نه از حوصله این نوشته خارج است، ضمن اینکه مطرح کردن این موضوع نه از حیث تخطئه سفرهای رئیس جمهور که از باب یادآوری موقعیت انتخاباتی است که رئیس جمهوری خودخواسته یا ناخودآگاه از آن بهره مند است-
و باز میرحسین نشسته است؛
بروید از چند جوان متولد دهه ۶۰ بپرسید ببینید چندتایشان اصلا میرحسین را یادشان است؛
و این جدایی از این است که مهندس موسوی با بیان اینکه سیاستهایش در دورهی نخست وزیری متناسب با موقعیت بوده، هالهی موهومی دور خود کشیده که امروز حتی اکثریت طرفدارانش از اینکه با چه کسی و چه مانیفستی طرف هستند گیچ کرده است؛
با این وضعیت، اگر همچنان میرحسین بخواهد اینگونه پیش برود، نه تنها با ممانعت علّی از حضور رقبای جدی احمدینژاد راه را برای رئیس جمهور هموار کرده، بل رای آوردن خود را نیز در هالهای از ابهام فرو میبرد؛
با این توصیفات، همه باید منتظر چهارسال ریاست جمهوری دوبارهی دکتر احمدینژاد باشیم.